ابرارین

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارگر سینه زن» ثبت شده است

حجاب یعنی دقت در برخورد.

شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۶:۳۲ ب.ظ

 حجاب یعنی دقت در برخورد.

مادام که تلقى ما از خویش عوض نشود، حجاب هیچ مفهومى نخواهد داشت و چیزى جز کفن سیاه و قبرستان خانه و مرگِ نشاط زندگى و نابودىِ شادى‏ها، عنوان نخواهد گرفت و هزار عذر، خواهى داشت که خودت را از آن آزاد کنى.[1]

حجاب؛ یعنى‏...دقّت در برخورد، که آلوده نشوى و آلوده نسازى؛ که اسیر نشوى و اسیر ننمایى. حجاب، فقط این نیست که زن خود را بپوشاند؛ که زن و مرد، هر دو باید در این دنیایى که راه است و میدان حرکت است و کلاس و کوره است؛ سنگ راه نباشند و دیگران را در خود اسیر نسازند و چشم‏ها و دل‏ها را نگه ندارند و در دنیا نمانند.[2]

حجاب تنها مخصوص زن نیست که مردها هم باید حساب شده حرکت کنند و گرد و خاک بالا نیاورند و دل‏ها را به خود گره نزنند، که هر کس در سر راه دل‏ها بنشیند، او راهزن است و طاغوت. و این مسأله در آن وسعت مطرح مى ‏شود که حتى زن و شوهر را هم مى‏ گیرد، که هیچیک نباید بر دیگرى حکومت کنند و هیچکدام نباید صاحب دل این و آن باشند، که دلدار دیگرى است. و هر کس خلق را در خود نگه دارد و باتلاق استعدادهاى عظیم او شود او هم طاغوت است. مقدار حجاب و پوشش، با در دست داشتن این بینش و این ملاک، روشن مى ‏شود که همیشه یک شکل و یک مقدار ندارد. تو در برابر آتش سوزانى که حتى کفش‏ها و دمپایى‏ها تحریکش مى‏ کنند و تمام وجودش را مى ‏سوزانند، وضعى خواهى داشت که در برابر سلمان و یا وجود سازمان گرفته ‏ى دیگر ندارى. در برابر آنها که در دلشان مرض‏ها و آتش‏هاست، حتى صداى تو و رفت و آمد تو کنترل مى‏ شود و پوشیده مى‏ گردد.[3]

 

 اقتباسی از استاد علی صفایی حائری(ع.ص)

 

[1] . روابط متکامل زن و مرد، ص: 39

[2] . نامه‌هاى بلوغ ص : 133

[3] . روابط متکامل زن و مرد، ص: 45

 

 

یک یادداشت کوچک،مثل آهو

شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۱، ۰۴:۰۵ ب.ظ

مگر ز آهو کمترم؟؟!
آیا نگاهم می کنی؟؟
مگر از درخت سدر خانه آن پیرزن نیشابوری کمترم؟؟
آیا آبی هم به دل خشکیده ما می ریزی؟؟
آیا گریه هایمان را می خری؟؟
یعنی می شود تا عرق این کارگر سینه زنت خشک نشده نگاهی...
آری می شود برایت آن آهوی گریه کن قربانی شوم.
و خواستند و شد.
مگر نه این که شما خاندان کرامت وبخششید،پس می خواهم که مرا به هم خریداری کنید.
آقای تمام مهربانی ها